جنون تنهایی...

تیک…تاک

تیک…تاک

و ثانیه هایی که مدام تنهایی را  تکرارمی کنند

به  آن کوچه

به آن خاطره ها

به آن هوای  مغرور غبطه میخورم

خسته ام از این همه مراعات

تا توان دوباره دیدنت

شاید  چراغی  کم سو....

به سحر

به  آفتاب

به باران

سلام برسان

بگو  پنجره هر روزکوچه خوشبخت را آرزو می کند

و شادی نگران دقایق است...

از:اکبر امیدی

 

/ 0 نظر / 25 بازدید