فرقی نمیکند...

فرقی نمی کند بودن یا نبودنت

وقتی شعرهم

دیگراشک نمی ریزد به پای تو

قسمت را باور ندارم آخر

کارخدا هم مگربی حساب میشود؟

تنهاترازتنهاییت را گواه

که هیچ چیز نمیخواهد ازمن

تردید همیشگی این لبهای سرد

که مدام  فریبم می دهد

که هنوزهم هستی ....

وجریان سرخ دل

هنوزهم چشم براه توست

با کشیدن رویی به سوی آیینه ...

....

ومن چه خوش باورم که هنوز

به دنبال توام

مثل حس خاموش روییدن ازخاک

مثل نبض

اما سرد

روانه گرمی بازارتوام ....

از: اکبر امیدی

/ 0 نظر / 6 بازدید