کلافه...

می آید
نمی آید
می بینمش
نمی بینمش...
دیوانه ای مرد
که به امید بوسه ای
هی شب و روز خدا را
کلافه می کنی !
شعرت هنوز
طعم تردید می دهد...
بگذرازاو
این تمنا که تمامی ندارد !!! از:اکبر امیدی

/ 2 نظر / 9 بازدید
نیلوفر

بگذر چون من که گذشتم چون ÷روانه ای که از محبوبترین گل خود میگذرد و ÷رواز را تجربه میکند باور کن تجربه ی ÷رواز شیرینترین تجربه ی دنیاست

آوا

شهرزادِ من! قصه بس است ، این پادشاه سالهاست که خوابیده.... [گل]