به پاکی خوابها ...

توزیبایی 

بهپاکیخوابها بسانمهرمادری بهنغمهایآشنا.... توزیبایی بهآستانیآشنا بهآنلطافتملموس  توزیباترینی.... توآشناترینواژههایی درهجاینامأنوسکابوسهایآوار دراینتکراردردآوردوری تونزدیکترینتسکینی.... خردهمگیرازتلاقیچشمانم درطرحزیباینگاهت خردهمگیر آفتابوبادمعجزهمیکنندنازنین.... بهایستادن بهتفکر بهتعمق  دراینژرفایخوابآلودکلام منمعنایآشنایی را  درسکوتسنگوآیینه  بارهادیدهام... آشنایدور!!! سربهدیداردوبارهامنه منهنوزمشتاقم....

 

اکبر امیدی

/ 2 نظر / 28 بازدید
غریبه

من نیز مشتاقم ... میخواهم مثل همیشه چیزی بنویسم ..چیزی برایت بفرستم مثل همان ها که میسپردم به دست نسیم .. اما روزگار قلم را از دستم گرفت حتی خلوت همیشگی ام را هم ندارم من نیز پنجره را بسته ام .. حالا قسمت من از تنهایی ام نه دست خالی است و نه غرور خرد شده ام .. سهم من از این قسمت همان حسرت است .. و من نیز راضی ام .. و مشتاق به این تقدیر تکراری

زهرا

[لبخند]سلام. خسته نباشین. وبتون خیلی زیباست.[گل]